بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

417

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

آن را بده درهم فروختم و هر مرتبه درهمى تصدق كردم و ده مرتبه با آن حضرت راز گفتم و بعد از آن حق سبحانه و تعالى اين حكم را منسوخ ساخت بآيهء « أ أشفقتم » كه بعد از اين مىآيد و چون اينحديث متفق عليه ميان خاصه و عامه است قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته كه در امر بتصدق با وجود تعظيم رسول و انتفاع فقرا تميز ميان مخلصين و منافقين لازم مىآيد . بنا برين علماء عامه بواسطهء اخراج خلفاء خود از نفاق سخنى چند گفته‌اند كه در قباحت بانفاق توأمند فخر الدين رازى گفته كه از ترك تصدق طعنى بر افاضل صحابه لازم نمىآيد زيرا كه اين تصدق سبب حزن فقرا و وحشت اغنيا است كه چرا ما با وجود قدرت و توانايى اين امر را بفعل نياورده‌ايم و ترك تصدق موجب الفت خاطرهاست و شك نيست كه موجب الفت بهتر است از موجب نفرت و وحشت و بطلان اين سخن لا طائل بر هيچ عاقل مخفى نيست و مفاسد مترتبه برين اظهر من الشمس است از جمله ميبايد كه امر بگذاردن حج معقول نباشد چه امر موجب حزن فقر او سبب وحشت اغنياست كه حج نميگذارند پس امر به حج موجب وحشت خاطرها و ترك آن مستلزم الفت خاطرها است ، و مستلزم الفت اولى خواهد بود از موجب وحشت و قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته كه چون حكم اين امر منسوخ شد و مرويست كه تا ده روز باقى ماند مىشود كه اغنياى اصحاب را درين ده روز مناجات با رسول قاضى الحاجات اتفاق نيفتاده باشد و بطلان اين احتمال نيز بر عقلا ظاهر و باهر است فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا پس اگر نيابيد چيزى را كه صدقه بدهيد فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ پس بدرستى كه خداى تعالى آمرزندهء مهربانست و تكليف ما لا يطاق بر عباد جايز نميدارد أَ أَشْفَقْتُمْ آيا ترسيديد از فقر و درويشى أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ از اينكه پيش بدهيد نزد راز گفتن خود صدقه‌ها فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ پس چون نكرديد اين كار را و بازگشت خداى تعالى بر شما يعنى در گذرانيد حكم صدقه را و شما را معذور داشت فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ پس بپاى داريد نماز مفروضه را وَ آتُوا الزَّكاةَ و بدهيد زكات واجبه را وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ